برای شما که عشق تان زندگی ست…
شما که عشق تان زندگی ست
شما که خشم تان مرگ است
شما که تابانده اید در یاس آسمان ها
امید ستارگان را
شما که به وجود آورده اید سالیان را
قرون را
و مردانی زاده اید که نوشته اند بر چوبه ی دارها
یادگارها
و تاریخ بزرگ آینده را با امید
در بطن کوچک خود پرورده اید
و شما که پرورده اید فتح را
در زهدان شکست
شما که عشق تان زندگی ست
شما که خشم تان مرگ است
شما که برق ستاره ی عشق اید
در ظلمت بی حرارت قلب ها
شما که سوزانده اید جرقه ی بوسه را
بر خاکستر تشنه ی لب ها
و به ما آموخته اید تحمل و قدرت را در شکنجه ها
و در تعب ها
و پاهای آبله گون
با کفش های گران
در جست و جوی عشق شما میکند عبور
بر راه های دور
و در اندیشه ی شماست
مردی که زورقش را می راند
بر آبهای دور دست
شما که عشق تان زندگی ست
شما که خشم تان مرگ است
شما که زیبایید تا مردان
زیبایی را بستایند
و هر مرد که به راهی می شتابد
جادوی نوشخندی از شماست
و هر مرد در آزادگی خویش
به زنجیر زرین عشقی ست پای بست
شما که روح زندگی هستید
و زندگی بی شما اجاقی ست خاموش
شماکه نغمه ی آغوش روحتان
در گوش جان مرد فرح زاست
شماکه در سفر پر هراس زندگی
مردان را در آغوش خویش آرامش بخشیده اید
و شما را پرستیده است هر مرد خود پرست
عشق تان را به ما دهید
شما که عشق تان زندگی ست
و خشم تان را به دشمنان ما
شما که خشم تان مرگ است…
( این یکی از شعرای احمد شاملو که فکر میکنم برای زن ها گفته. خیلی خوشم اومد از طرز جمله بندیش و حرفاش. احساس غنی بودن میکنه آدم! این احتیاج شدید روحی مردان رو به زن ها نشون میده. البته نه اینکه خانوم ها بی نیاز باشنااااااا…! اما بحث اینجاس که زن ها میگن همه ی این احساساتشون رو ولی مردا نه…! )
سلام...
نه عزیزم...هنوز لیاقتشو پیدا نکردم...چه طور مگه؟
خواهش می کنم...اتفاقا منم می خواستم همین سوالو ازتون بپرسم...سرگرم خوندن آرشیو وبتون بودم که خودتون ژیش دستی کردید...
سبز باشید...
سلام عزیزم
آخه یه جای نوشته هات حس میکردم رفتی اونجا که میتونی انقد عرفانی صحبت کنی. آخه من خودم رفتم
سلام.
شعر قشنگی بود. و ممنونم که اومدی به من سر زدی:))
خواهش میکننننم دوست من
سلام پیش منم بیا
وبلاگت جالب بودا
مرسی
حتما
راستی از گیتار فوق العاده اش هم نمیشه گذشت! یادم رفت اینو بگم!
با وجود اینکه متالیکا اصلا دوست ندارم، ولی این آهنگ جزء محبوبترین آهنگهامه!
واااای چقد خوشحالت کردم پس.... (((((:
به که چقدر هم سلیقه ایم
شماکه نغمه ی آغوش روحتان
در گوش جان مرد فرح زاست
شماکه در سفر پر هراس زندگی
مردان را در آغوش خویش آرامش بخشیده اید
حالم خوب شد مرجان دستت درد نکنه دختر
سلام.
وب شما رو تو لینک های سنگ صبورم خداست دیدم.
فضولیم گل کرد سرک کشیدم. وب خوبی دارید البته من دقت کردم تو یه روز چند تا پست می گذارید. معلومه خیلی فعالید.
موفق باشید.
سلام
مرسی که اومدید سر زدید
آره خوب بعضی موقعها خیلی فعال میشم! (:
سلام عزیزم اون پست آخر شعر خودته اگه مال توئه که عالیه دختر
واقعا خوب بود نمی دونم یه حس امنیت قشنگی توش بود
مرسی
عزیزم مثبت بیاندیش دیگه :)مثلا الان قانع شدی نه ؟
لطف داری مرجان گلم اگه دوست داشتی لطف کن برام کامل بنویس تا برای نازی بخونمش چون این روزا وقت سر خاروندن نداره و تازه خودمم باید برم کمکش
رفتم بهش می گم اگه دوست داشته باشی
می بوسمت عزیزم
سلام گل دونه
مرسی خانومی
نه برای من نبود شعر لئوناد کوهن بود هنوز انقد پیشرفته نشدم!!